ناسازوار. ( ص مرکب ) مخالف. غیرموافق. آنکه سازش ندارد. ( ناظم الاطباء ). مخالف. ( دهار ). منافی. مانعةالجمع. متباین. مباین. || سرکش. آنچه مطیع و رام نباشد. ( ناظم الاطباء ). || بدخوی. بدسلوک. ناموافق : ناشزه ؛ زن ناسازوار با شوی. ( منتهی الارب ). || غیرمتناسب. ناموزون. ( دانشنامه علائی ). || مضر. زیان بخش.