نازک دل. [ زُ دِ ]( ص مرکب ) دل نازک. رقیق القلب. لین الفوآد. زودرنج. آنکه زود از بدی متأثر شود و گرید. حساس : زنان نازک دلند و سست رایندبهر خو چون برآریشان برآیند.( ویس و رامین ).بس این سنگ سخت از دل انگیختن به نازک دلان درنیامیختن.نظامی.مرنج ای شاه نازک دل بدین رنج که گنج است آن صنم در خاک به گنج.نظامی.کار هر نازک دلی نبود قتال که گریزد ازخیالی چون خیال.مولوی.نشست و خاست چو شبنم در این گلستان ک...
فرهنگ عمید
زودرنج، رقیق القلب: کار هر نازک دلی نبوَد قتال / که گریزد از خیالی چون خیال (مولوی: ۸۲۷ ).
فرهنگ معین
( ~ . دِ ) (ص مر. ) زودرنج ، حساس ، رقیق القلب .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه از ناملایمات زود متاثر گردد زود رنج حساس . زنان نازک دلندوسست رایند بهر خو چون بر آریشان بر آیند. ( ویس ورامین ) ۲ - رقیق القلب مهربان : کار هر نازک دلی نبود قتال که گریزد از خیالی چون خیال . ( مثنوی )