نارین . (مغولی ، اِ) مغول به خزانه ٔ محتوی جواهرات و زر سرخ که زیر نظر مستقیم سلطان وقت بوده است نارین می گفته اند. رشیدالدین فضل اﷲ آرد: در این وقت پادشاه اسلام ضبط آن چنان فرمود که خزانها جدا باشد هرآنچه مرصعات بود تمامت به دست مبارک در صندوق نهد چنانکه اگر تصرفی رو...
دانشنامه آزاد فارسی
نارین (Naryn)میدان اصلی شهر استانی در جنوب مرکزی قرقیزستان، با ۵۰,۲۰۰ کیلومتر مربع مساحت و ۲۵۹هزار نفر جمعیت (۱۹۹۶). مرکز آن، شهر نارین است. این استان منطقه ای کوهستانی است که از جنوب با جمهوری خلق چین مرز مشترک دارد. رود مهم آن نیز نارین نام دارد. صنایع آن عمدتاً کشاورزی و پرورش گوسفند و بز، و کشت گندم و جوی بهاره مهم ترین فعالیت های اقتصادی آن است.wikijoo: نارین...
فرهنگ فارسی
( اسم ) خزانه جواهر و زر سرخ که مستقیما تحت نظر سلطان بوده : [ درین وقت پادشاه اسلام ضبط آن چنان فرمود که خزانه ها جدا باشد هر آنچ مرصعات بود تمامت بدست مبارک در صندوق نهد چنانکه اگر تصرفی رود فی الحال معلوم گردد ... و هر آنچه زر سفید و انواع جامه ها بود که پیوسته خرج کند خزانه داری و خواجه سرایی دیگر را نصب فرموده ... خزانه اول را نارین و دوم را بیدون میگفتند . ]کلمه مغولی مغول به خزانه محتوی جوا...
دانشنامه عمومی
دانه انار
(ترکی) ریز و کوچک.
(همدانی) پودرشدۀ هر چیز.
نارین (یاوان). نارین جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ یاوان ولایت ختلان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۴۴۴۰ است.فهرست جماعت های تاجیکستانwiki: نارین (یاوان)...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nārin) (عربی ـ فارسی) (نار + ین (پسوند نسبت)) ، منسوب به نار ، آتش ؛ (به مجاز) سرخ رنگ (زیبا) .
اسم: نارین (دختر) (فارسی، عربی) (طبیعت) (تلفظ: nārin) (فارسی: نارين) (انگلیسی: narin) معنی: منسوب به نار، آتش، ( به مجاز ) زیبارو و سرخ رنگ مثل دانه انار، ( نار، ین ( پسوند نسبت ) )، ( به مجاز ) سرخ رنگ ( زیبا )، ( عربی ـ فارسی ) ( نار + ین ( پسوند نسبت ) )، تر و تازه...