ناروا.[ نارْ ](اِ مرکب ) ناربا. (شعوری ). آش انار. (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آش آب انار. رمانیه .ناربا. || حرارت . گرمی . (ناظم الاطباء).
بیرونق، کاسد
حرام، نامشروع ≠ حلال
بیجا، ناکردنی، نبهره
بد، سوء، ممنوع، نامعقول
غیرجایز، ناحق، ناسزا، ناشایسته، ناشایست، نامعقول، ناوجه
۱. حرام، نامشروع
۲. غیرجایز، ناحق، ناسزا، ناشایسته، ناشایست، نامعقول، ناوجه
۳. بیجا، ناکردنی، نبهره
۴. بد، سوء، ممنوع، نامعقول
۵. بیرونق، کاسد ≠ حلال