نار فارسی. [ رِ فا ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) به معنی انار فارسی است که نوعی از زهر باشد مرکب از چیزهای تلخ و اندکی از آن کشنده است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || دانه ها باشد که بر جلد بدن پیدا شود پرآب ، رقیق ، شدیدالحرقت.( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). غیر از کوفت است که سیفلیس باشد. ( از مجمع الجوامع ). بعضی گفته اند که حمره است به حای مهمله و بعضی گفته اند که ضد آن است یعنی ماده این صفراوی قلیل...
فرهنگ فارسی
بمعنی انار فارسی است که نوعی از زهر باشد مرکب از چیزهای تلخ و اندکی از آن کشنده است .