Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نادیده روزگار

تلفظ بین المللی : /nɑdˈideː ruːzɡˈɑr/ تلفظ :‌ [nAd'ide: Ru:zg'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نادیده
  • نادیده انگاشتن
  • نادیده اوردن
  • نادیده جنگ
  • نادیده شوی
  • نادیده نعل
  • نادیده کار
  • نادیده کردن
  • نادیده گرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نادیده روزگار. [ دی دَ / دِ ] ( ص مرکب ) نامجرب. تجربه نیاموخته. جوان کار نادیده نورس :
نادیده روزگارم از آن رسمدان نیم
آری بروزگار شود مرد رسمدان.
ابوالمعالی رازی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نامجرب بی تجربه : نادیده روزگارم ازان رسم دان نیم آری بروزگار شود مرد رسم دان . ( بلمعالی رازی المعجم )

کلمات مرتبط

  • نادیده
  • نادیده انگاشتن
  • نادیده اوردن
  • نادیده جنگ
  • نادیده شوی
  • نادیده نعل
  • نادیده کار
  • نادیده کردن
  • نادیده گرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات