نادی . (ع ص ) اسم فاعل از ندا. (اقرب الموارد). نداکننده . (آنندراج ).
نادی . (ع اِ) انجمن . (دهار). انجمن روز. انجمن وقتی که مجتمع باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جای حدیث کردن . (مهذب الاسماء). انجمن و مجلس بحث مردم در روز. انجمن و مجلس مادام که مردم در آن مجتمعند و چون پراکنده شوند این اسم بر آن اطلاق نمی شود. (اقرب الموارد). انجمن هنگامی که با هم جمع ...
فرهنگ عمید
۱. نداکننده. ۲. باشگاه، انجمن.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) ندا کننده .
فرهنگ فارسی
نداکننده، باشگاه، انجمن ۱ - ( اسم ) ندا کننده ندا دهنده : آمدند از آسمان جان را که باز آ الصلا جان گفت: ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا ( دیوان کبیر ) ۲ - ( اسم ) انجمن ( وقتی که مردم در آن مجتمعند ) مجلس . انجمن انجمن روز .
دانشنامه عمومی
نادی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:آلدو نادیعلیرضا نادیندو نادیفرودگاه بین المللی نادیwiki: فیجی است که در جزیرهٔ ویتی لوو واقع شده است و ۴۲٬۲۸۴ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای فیجیشهر آوکلند خواهرخواندهٔ نادی هست.wiki: نادی (شهر)...