ناخداترس. [ خ ُ ت َ ] ( ص مرکب ) آن که از خدا نترسد. ( آنندراج ). کسی که از خدا نمی ترسد. ( ناظم الاطباء ). غیرمتقی. ناپرهیزگار. که پرهیزگار و خدا ترس نیست : ترسم از قهر ناخداترسان زآن سبب در خدا گریخته ام.خاقانی.خدا ترس را سازگار است بخت بود ناخداترس را کار سخت.نظامی.شه شنیدم که داشت دستوری ناخداترس و از خدا دوری.نظامی.طلب کردم از پیش و پس چوب و سنگ که ای ناخداترس بی نام و ننگ.سعدی.سیاهان براندند...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه از خدا نترسد خدانترس : سیاهان براندند کشتی چو دود که آن ناخداناخداترس بود. ( بوستان ) ۲ - ناپرهیزگار غیرمتقی مقابل خداترس . توضیح درقدیم [ نا] را بر سر ترکیب صفت فاعلی میاورند . ( ناحق شناس ).