معانی کلمه : ناجی
لغت نامه دهخدا
ناجی . (اِخ ) از القاب حضرت نوح است . (ناظم الاطباء).
ناجی . (اِخ ) لقب ابوالمتوکل علی بن داود. (منتهی الارب ).
ناجی . (اِخ ) لقب ریحان بن سعید. (منتهی الارب ). محدثی است .
فرهنگ عمید
۱. نجات دهنده.
۲. نجات یابنده، رهنده، خلاص شونده، رستگار.
۲. نجات یابنده، رهنده، خلاص شونده، رستگار.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نجات یابنده ، خلاص شونده . ۲ - رهاننده ، نجات دهنده .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نجات دهنده.. یاری دهنده.. رهایی دهنده..
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: naji) (عربی) نجات دهنده ، منجی ؛ (در قدیم) نجات یابنده و (به مجاز) رستگار .
اسم: ناجی (پسر) (عربی) (تلفظ: nāji) (فارسی: ناجي) (انگلیسی: naji)
معنی: نجات دهنده، منجی، ( به مجاز ) رستگار، ( در قدیم ) نجات یابنده و
معنی: نجات دهنده، منجی، ( به مجاز ) رستگار، ( در قدیم ) نجات یابنده و
مترادف و متضاد
رهاییبخش، منجی، نجاتبخش، نجاتدهنده
savior (اسم)
پشتیبان، ناجی
saviour (اسم)
ناجی
واژه نامه بختیاریکا
بنگ رس
