نابینائی. [ حامص مرکب ] کوری. عمیاء. ضرارة. ( دهار ) : کان به نابینائی از راه اوفتاد وین دو چشمش بود و در چاه اوفتاد.
( گلستان ).
فرهنگ عمید
کوری.
دانشنامه آزاد فارسی
نابینایی (blindness)اختلال در دید یا از دست رفتن کامل قدرت بینایی. این عارضه ارثی یا ناشی از حادثه، بیماری یا کهولت سن است. تحلیل رفتن لکۀ زرد ناشی از افزایش سن شایع ترین شکل کوری است و براثر خراب شدن تدریجی شبکیه، به سبب بالا رفتن سن، ایجاد می شود. این بیماری در یک درصد از افراد بالای ۷۰ سال دیده می شود و طی آن، درصد بیشتری از افراد مسن کاهش دید پیدا می کنند. التهاب رنگدانه های شبکیه بیماریی ارثی...
فرهنگ فارسی
کوری : کان نابینایی از راه اوفتاد وین دوچشمش بود و در چاه اوفتاد. ( گلستان ) مقابل بینایی .
دانشنامه عمومی
نابینایی وضعیتی است که بیمار در آن ادراک بینایی ندارد و علت آن عوامل فیزیولوژیکی یا عوامل عصبی است. سازمان بهداشت جهانی حدس می زند در حال حاضر ۳۵ میلیون نابینا در جهان زندگی می کند که ۹۰ درصد از آنها در کشورهای در حال توسعه و بیشتر در آسیا و آفریقا می باشد که بیشتر در مناطق محروم و روستایی زندگی می کنند. خطر نابینایی در بسیاری از این مناطق بیشتر از کشورهای صنعتی توسعه یافته اروپا و آمریکا می باشند...
نقل قول
نابینایی(کوری) وضعیتی است که بیمار در آن ادراک بینایی ندارد.• «کور خود، بینای مردم .» -> ضرب المثل فارسی / خراسانی /خوافی• «عشق کور است.» -> ضرب المثل مشترک میان زبان های گوناگون• «چشم انسان کور باشد بهتر است از اینکه بینش و طرز فکر او کور گردد.» « سخنان برگزیده از زبان حکیم مشرق زمین.» -> سید جمال الدین افغانیwikiquote: نابینایی...