نابودی. ( حامص مرکب ) نیستی. عدم. معدومی. زوال. فناء. نفاد. اضمحلال. از بین رفتن. فنا شدن. معدوم شدن.
فرهنگ عمید
نیستی.
دانشنامه آزاد فارسی
نابودی (annihilation)در فیزیک هسته ای، فرآیند برخورد و نابودی یک ذره با ذرۀ تصویر آینه ایاش، با نام پادذره. این فرآیند انرژی فراوانی ایجاد می کند. بنا به معادلۀ جرم ـ انرژی، انرژی ایجادشده با جرم ذرات برخوردکننده برابر است. مثلاً، یک الکترون و یک پوزیترون در برخورد باهم نابود، و باعث فوران پرتوهای ایکس پرانرژی می شوند. همۀ برهم کنش های ذره ـ پادذره به نابودی نمی انجامند، گروهی با نام مزونها استثنا...
فرهنگ فارسی
کوری
نیستی عدم فنا.
دانشنامه عمومی
نابودی به عنوان «از بین بردن کلی» یا «حذف کامل» یک شیء تعریف می شود که واژه انگلیسی معادل آن Annihilation ریشه در واژه لاتین nihil (هیچ) دارد. ترجمه لغوی آن «تبدیل به هیچ» است.در دانش فیزیک، این واژه برای اشاره به فرایندی به کار می رود که طی آن یک ذره زیراتمی با پادذره متناظرش برخورد می کند، مثلاً وقتی که یک الکترون با یک پوزیترون برخورد می کند. انرژی و تکانه هر دو پایسته می مانند و ذرات نابود شده...