معانی کلمه : نابخرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بی خرد، بی عقل، ابله، جاهل.
فرهنگ فارسی
بی خرد، بی عقل، ابله، جاهل
( صفت ) بی خرد بی عقل نادان : که گیتی بشویی زرنج بدان زگفتار و کردار نا بخردان ... ( شا. ) مقابل بخرد.
( صفت ) بی خرد بی عقل نادان : که گیتی بشویی زرنج بدان زگفتار و کردار نا بخردان ... ( شا. ) مقابل بخرد.
