معانی کلمه : میهن پرستی
لغت نامه دهخدا
میهن پرستی. [ هََم ْ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) صفت و عمل میهن پرست. وطن پرستی. وطن دوستی. میهن دوستی. وطنخواهی. و رجوع به میهن پرست شود.
فرهنگ فارسی
وطن پرستی وطن خواهی .
عشق ورزیدن به میهن و دفاع صمیمانه از منافع آن
مترادف و متضاد
وطنپرستی ≠ وطنفروشی
patriotism (اسم)
میهن پرستی
فرهنگستان زبان و ادب
{patriotism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] عشق ورزیدن به میهن و دفاع صمیمانه از منافع آن
