میناگری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) میناکاری. میناسازی. شغل و عمل میناگر و میناکار. کار کردن با مینا : هر سنگ را کز ساحری کرده صبا میناگری از خشت زر خاوری میناش دینار آمده.خاقانی.رجوع به میناکاری و میناسازی شود. || کیمیاگری. ( ناظم الاطباء ) : اینچنین اکسیرها اسرار تست اینچنین میناگری ها کار تست.مولوی.دیده دل کو به گردون بنگریست دیده کانجا هر دمی میناگریست.مولوی.|| ( اِ مرکب ) محل و جای میناکاری. محلی ...
فرهنگ فارسی
مینایی ( صفت ) ۱ - شیئی که بر روی آن میناکاری شده باشد. ۲ - آنچه برنگ مینا باشد. یا آسمان ( گردون ) مینایی . آسمان آبی سپهرلاجوردی : فروغ از تست انجم را براین ایوان مینوگون شعاع ازتست مرمه را برین گردون مینایی ( سنائی )
دانشنامه عمومی
مینا گری (انگلیسی: Minna Grey) یک هنرپیشه اهل بریتانیا است. وی بازیگر فیلم هایی همچون اهل جزیره من و زنان کوچک بوده است.