مین . (ترکی ، عدد، ص ، اِ) هزار. رجوع به مین باشی شود.
مین . [ م َ ] (ع اِ) دروغ . ج ، میون . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ).
[ تر. ] (اِ.) هزار.
افزارهای حاوی مقداری مواد منفجره که برای نابود کردن یا آسیب رساندن به وسایل نقلیه زمینی و دریایی و هوایی یا افراد به کار میرود * مصوب فرهنگستان اول
میان – وسط
معین – تعیین شده – مقرر
1.میان،بین،kerdom> entexâv unâ min-e ez:از بین آنها انتخاب کردم> . 2. در، داخل، توىِ min-e kiza>:داخلِ کوزه> .
خمپاره، ماده منفجره (کاشتهشده درزمین)