میفختج. [ م َ ف ُ ت َ ] ( معرب ، اِ مرکب ) معرب می پخته. ( دهار ) ( یادداشت مؤلف ). می پخته. می پختج. اغلیقی. مثلث. سیکی. منصف. طلاء. ( یادداشت مؤلف ). به پارسی پخته جوش خوانند و آن آب انگور جوشیده است که سه یکی بماند. ( اختیارات بدیعی ). معرب از می پخته فارسی است و به عربی عقیدالعنب نامند و آن آب انگور است که در طبخ زیاده از دو ثلث بسوزد و غلیط گردد و آن مایل به ترشی می باشد و در گیلانات دوشاب ...