میزه . [ زَ / زِ ] (اِ) بول . میزک . رجوع به میزک شود. - میزه کردن ؛ بول کردن . شاشیدن . ادرار کردن .
میزه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) میان زین. ( لغت فرس اسدی ). میان زین و خانه زین. ( ناظم الاطباء ). میان زین بود. ( فرهنگ اوبهی ). میان زین اسب را گویند که خانه زین باشد. ( برهان ) ( آنن...
فرهنگ معین
(زَ یا زِ) (اِ.) شاش ، ادرار، میز.
(زَ یا زِ) (اِ.) میان زین اسب ، خانة زین .
(زَ یا زِ ) (اِ. ) میان زین اسب ، خانة زین . (زَ یا زِ ) (اِ. ) شاش ، ادرار، میز.