معانی کلمه : میزبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = مهمان دار
۲. (پزشکی ) جانداری که انگل از آن تغذیه می کند.
۲. (پزشکی ) جانداری که انگل از آن تغذیه می کند.
فرهنگ معین
(اِ. ) کسی که از مهمان پذیرایی می کند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] سامانۀ رایانهای حاوی دادههایی که نقش یک منبع اطلاعات را ایفا میکند و کاربر میتواند از محلی دور و ازطریق پایانهای رایانهای به آن دسترسی پیدا کند [گردشگری و جهانگردی] شخص یا نهادی که دعوتکننده و پذیرای مهمانان است
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
صاحبخانه، صاحبمجلس، مهماندار، میهماندار ≠ مدعو، میهمان
فرهنگستان زبان و ادب
{host} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، گردشگری و جهانگردی] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] سامانۀ رایانه ای حاوی داده هایی که نقش یک منبع اطلاعات را ایفا می کند و کاربر می تواند از محلی دور و ازطریق پایانه ای رایانه ای به آن دسترسی پیدا کند
[گردشگری و جهانگردی] شخص ی...
