کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه میراث-گذار | کلماتور
معانی کلمه : میراث گذار
تلفظ بین المللی :
/mirˈɑs ɡˈozɑr/
تلفظ :
[miR'As g'ozAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
میرای گذار
میراث
میراث بر
میراث خوار
میراث خواره
میراث خوارگان
میراث خواری
میراث خور
میراث خوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
میراث گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) ارث گذار. میراث گذارنده. که مال یاملک از خود به مرده ریگ گذارد. رجوع به میراث شود.
فرهنگ فارسی
ارث گذار میراث گذارنده که مال یا ملک از خود به مرده ریگ گذارد
مترادف و متضاد
testator
(اسم)
شاهد، مورث، موصی، وصیت کننده، میراث گذار
کلمات مرتبط
میرای گذار
میراث
میراث بر
میراث خوار
میراث خواره
میراث خوارگان
میراث خواری
میراث خور
میراث خوردن
نظرات