میراب . (اِخ ) دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل ، واقع در 37هزارگزی باختری گرمی با 120 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
میراب . (اِ مرکب ) مباشر و ناظر تقسیم آبها. (ناظم ال...
فرهنگ عمید
کسی که آب را به خانه ها و کشتزارها تقسیم می کند، نگهبان آب، آبیار.
فرهنگ معین
(اِ. ) آبیار، نگهبان و ناظر تقسیم آب .
دانشنامه آزاد فارسی
(صورتِ ترکیبی و کوتاه شدۀ «امیر آب») از مشاغل سنتی، عملِ کسی که نظم و نَسَقِ امورِ مربوط به تقسیمِ آب را در محلات بر اساسِ نوبت و قراری تعیین شده، کوچه به کوچه و خانه به خانه برعهده داشت، نیز عملِ تقسیم کنندۀ آبِ کشاورزی میانِ کشاورزان. در سرزمینِ کم آبِ ایران، میرابان همواره نقشی اساسی و مهم ایفا کرده اند. کوشیده می شد میرابان از میانِ معتمدانِ درستکار و خداشناسِ هر محله گزیده شود. در روزگارانی ک...
فرهنگ فارسی
میر آب: نگهبان آب، کسی که آبرابخانه هاوباغهاوکشتزارهاتقسیم میکند، آبیار، میراو هم گفته شده ( صفت و اسم ) کسی که متصدی تقسیم آب مشترک است و آب را بخانه ها باغها مزارع و غیره رساند آبیار. دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل ( میر آب ) ( صفت و اسم ) کسی که متصدی تقسیم آب مشترک است و آب را بخانه ها باغها مزارع و غیره رساند آبیار.
دانشنامه عمومی
میرآب. میر آب یعنی امیر آب یا رئیس آب در واقع میر آب مدیر و محاسبه گر زمان و ساعت آبی و تقسیم گر عادلانه و تعیین زمان تحویل دادن آب قنات به افراد بوده است. شغل میرآب ممکن است بطور وراثتی باشد یا انتخابی اما از آنجا که حساب و کتاب و دانستن زمان سهام کار ساده ای نبوده است میرآب بطور دایمی به این شغل ادامه می داده است ولی دستمزد وی را سهامداران قنات در پایان سال یا نوروز تعیین می کرده اند.ایسنا:آن ...