کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه میجو | کلماتور
معانی کلمه : میجو
تلفظ بین المللی :
/mˈidʒu/
تلفظ :
[m'idZu]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
میجود
میجوشاند
میجوشد
میجوش
ارمسترانگ سیدلی جنت میجور
پرت اند ویتنی ار 4360 واسپ میجور
لونا میجوویچ
محوطه میجوئون
موریس میجور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
میجو. ( اِ ) عدس. مرجو. مرجمک. مرژو. || نخود. ( ناظم الاطباء ). به معنی منجوق است که منجو و مرجو نیز گویند. ( از شعوری ج 2 ورق 366 ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) متکی .
مترادف و متضاد
liquorice
(اسم)
شیرین بیان، سوس، میجو
کلمات مرتبط
میجود
میجوشاند
میجوشد
میجوش
ارمسترانگ سیدلی جنت میجور
پرت اند ویتنی ار 4360 واسپ میجور
لونا میجوویچ
محوطه میجوئون
موریس میجور
نظرات