میانگین. ( ص نسبی ، اِ ) وسط. ( دانشنامه علائی ص 77 ). میانین. اوسط. وسطی. حد اوسط. حد وسط. حد میانگین. حد متوسط، مقابل حداقل و حداکثر. مقابل بیشینه و کمینه. ( از یادداشت مؤلف ).- دانش ( علم ) میانگین ؛علم اوسط. ریاضی.|| وسطی. آنچه یا آنکه در وسط قرار گرفته است. ( از یادداشت مؤلف )[ : محمود ] گفت او را [ ابوریحان بیرونی را ] به میان سرای فرو اندازند. چنان کردند مگر با بام میانگین دامی بسته بود، ...
فرهنگ عمید
۱. معدل. ۲. آنچه در میان چند چیز قرار دارد، وسطی. ۳. (ریاضی ) عددی که نمونۀ چند عدد باشد.
فرهنگ معین
(ص نسب . ) ۱ - وسطی . ۲ - معدل .
دانشنامه آزاد فارسی
میانگین (mean)در ریاضیات، شاخص متوسط یا معدل چند عدد یا جمله. میانگین حسابی ساده مقدار متوسط عددهای موردنظر، یعنی برابر مجموع عددها تقسیم بر تعداد آن هاست. در میانگین موزون یا وزن دار، وزن یا ضریب هایی که به عددها نسبت داده شده است به حساب می آید. این نوع میانگین با ضرب کردن هر عدد در وزن آن، جمع کردن این حاصل ضرب ها، و تقسیم مجموع آن ها بر مجموع وزن ها به دست می آید. در آمار، این وزن ها معمولاً ف...
فرهنگ فارسی
عددی که معرف و نمایندۀ مجموعهای از چند عدد است
منسوب به میانه، میان و وسط چیزی، متوسط، معدل، حدوسط، میانین هم گفته اند (صفت ) ۱ - وسطی : ( محمود ) گفت : او را ( ابوریحان بیرونی را ) بمیان سرای فرو اندازند چنان کردند مگر با بام میانگین دامی بسته بود. بوریحان بر آن دام آمد . ] یا دانش ( علم ) میانگین . علم اوسط ریاضی .
دانشنامه عمومی
در مطالعه توزیع یک جامعه آماری مقدار نماینده که اندازه ها در اطراف آن توزیع شده اند را مقدار مرکزی می نامند و هر معیار عددی را که معرف مرکز مجموعه داده ها باشد، معیار گرایش به مرکز می نامند. میانگین و میانه از متداولترین معیارهای گرایش به مرکز هستند.میانگین حسابی، میانگین حسابی x 1 , x 2 , … , x n {\displaystyle x_{1},x_{2},\ldots ,x_{n}} به این شکل تعریف می شود:x ¯ = 1 n ...
مترادف و متضاد
mean(اسم)
میانگین، حد وسط، اعتدال، منابع درامد
average(اسم)
میانگین، درجه عادی
half-value(اسم)
میانگین
فرهنگستان زبان و ادب
{mean, mean value} [آمار، ریاضی] عددی که معرف و نمایندۀ مجموعه ای از چند عدد است