مگس گیر. [ م َ گ َ ] ( نف مرکب ) هر چیز که مگس را می گیرد و نگاه می دارد. ( ناظم الاطباء ). گیرنده مگس : لعاب عنکبوتان مگس گیرهمایی را نگر چون کرد نخجیر.نظامی ( خسرو و شیرین چ وحید ص 63 ).- کاغذ مگس گیر ؛ کاغذها که با ماده چسبناک آلوده به زهر یا ساده که برای گرفتن مگس به کار برند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ( اِ مرکب ) آلتی است که مگس برای خوردن عسل یا شیره و مانند آن در درون آن شده و بیرون...
فرهنگ عمید
۱. آن که یا آنچه مگس بگیرد. ۲. (زیست شناسی ) = عنکبوت
دانشنامه آزاد فارسی
مگس گیر (flycatcher)نام عامیانۀ بسیاری از گونه های پرنده های آوازخوان، از خانوادۀ مگس گیران۱، راستۀ گنجشک سانان۲. این پرندگان از حشرات تغذیه می کنند و عموماً طعمۀ خود را در حال پرواز و با تغییر مسیرهای ناگهانی پرپیچ و خم تعقیب و شکار می کنند. غالباً پس از شکار نیز به جایگاه قبلی خود باز می گردند. این رفتار مشخصاً در مگس گیر خالدار Muscicapa striata مشاهده می شود. مگس گیر ابلق Ficedula hypoleuca گو...
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) آنکه یا آنچه مگس را بگیرد . ۲ - ( اسم ) آلتی شیشه یی که در داخل آن سرکه ریزند و در زیر آن تکه قند ی شیرینی گذارند تا مگسها بهو س خوردن آن در داخل سرکه افتند و بمیرند . ۳ - عنکبوت . توضیح در اصل [ مگس گیر ] صفتی برای عنکبوت است : [ لعاب عنکبوتان مگس گیر همایی را نگر چون کرد نخجیر . ] ( خسرو و شیرین . نظامی . ۴ ) ۶۳ - گیاهی گوشتخوار از تیره دروزاراسه که کسری ازت بوسیله شکار حشراتی که بر ...
مترادف و متضاد
whisk(اسم)
ماهوت پاک کن، گردگیر، گردگیری، مگس گیر، حرکت سریع و جزیی، کلاله یا دسته مو