مکینه . [ م َ ن َ ] (معرب ، اِ) ماشین . ماکینه . رجوع به ماشین شود.
مکینة. [ م َ ن َ ] (ع اِمص ) نرمی و آهستگی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
(مَ نِ) [ ع . ] (اِ.) نرمی ، آهستگی .
(مَ نَ یا نِ) (اِ.) آلت مکیدن ، محجمه .
مکنده، ابزار مکیدن
(گیاهشناسی) زائدهی مکندهی مواد غذایی در برخی گیاهان انگلی
آسیاب
آسیاب
مکینهای، مکشی
hauthorstorial
آسیاب
ماشین
کارخانه
۱. ماشین
۲. کارخانه