مکتوب. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) نبشته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نوشته. ( آنندراج ). نوشته. نوشته شده. مزبور. مرقوم. مقابل ملفوظ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوریة و الانجیل. ( قرآن 157/7 ). هرچه او گوید در حساب عقل محسوب باشد و در کتاب دانش مکتوب. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 148 ). مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سو...
فرهنگ عمید
۱. نوشته شده. ۲. (اسم ) [قدیمی] نامه.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - نوشته شده . ۲ - نامه ، مراسله . ج . مکاتیب .
فرهنگ فارسی
نوشته شده، نامه، مکاتیب جمع ۱ - ( اسم ) نوشته شده نوشته : [ هر چه او گوید در حساب عقل محسوب باشد و در کتاب دانش مکتوب . ] ( مرزبان نامه . تهران چا . ۱ص ۲ ) ۱۴۸ - ( اسم ) نامه مراسله جمع : مکاتیب