مؤرک . [ م ُ ءَرْ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تأریک . پوشاننده و آراینده به اریکه . آنکه حجله ٔ عروس را به اریکه و تحف زینت می دهد. (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مؤرک . [ م ُءْ رِ ] (ع ص )نازل شونده در اراک . (از منتهی الارب ). آنکه فرود می آید در زمین اراک ناک برای چرانیدن شتر. ج ، مؤرکون ؛ یقال : قوم مؤرکون . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)....