مؤرج . [ م ُءَرْ رَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از تأریج . ورغلانیده شده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تأریج شود. || (اِ) شیر که اسد باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
مؤرج . [ م ُ ءَرْ رِ ] (ع ص )نعت فاعلی از تأریج . بعث کننده . برانگیزاننده ٔ آشوب و غوغا و فتنه و جنگ ، و برهم زننده ٔ صلح و اتحاد و اتفاق . (ناظم الاطباء). ورغلاننده . (آنندراج ). || سازنده ٔ اوار...