مؤنت. [ م َ ئون َ ] ( ع اِ ) مؤونت. مؤونة. رجوع به مؤونت شود. مؤنة. [ م َ ئو ن َ ] ( ع اِ ) مؤونة. بار و گرانی نفقه عیال و کفالت عیال و قوت روزانه. ج ، مؤن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مؤونة و مؤنه شود. || رنج. زحمت. سعی. ج ، مؤن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
موونت . موونه .
دانشنامه عمومی
(مؤنت) (مُ ن نَ ) رنج و زحمت ، خرجی و قوت . حاکم این سخن را عظیم بپسندید و اسباب معاش یاران فرمود تا بر قاعده ماضی مهیا دارند و مؤنت ایام تعطیل وفا کنند..(گلستان)
مونت (اسطوره). مونت در دوران مصر باستان، به عنوان شاهین جنگ شناخته می شده است. این خدا به عنوان نگهبان فرعون در جنگ ها شرکت می کرده است. مونت را در جلوه های رع به عنوان روح زندهٔ رع نام گذاشته بودندفهرست شخصیت ها، مکان ها و رویدا...