کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : موم ریز
تلفظ بین المللی :
/mˈuːm rˈiz/
تلفظ :
[m'u:m R'iz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پوشیده از موی ریز یا کرک
مور ریز
موش های جنگلی ریز
برنامه ریزی موج غلطان
ریزش مو
ریزش موی اندروژنیک
رز مقوم
رز موس
موریز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
موم ریز. ( نف مرکب ) ریزنده موم. موم ریزنده. آنکه ریختن شمع پیشه دارد. آنکه به ساختن شمع اشتغال ورزد. شماع.( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موم گر و شماع شود.
فرهنگ فارسی
ریزنده موم .
کلمات مرتبط
پوشیده از موی ریز یا کرک
مور ریز
موش های جنگلی ریز
برنامه ریزی موج غلطان
ریزش مو
ریزش موی اندروژنیک
رز مقوم
رز موس
موریز
نظرات