موقوفات. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ موقوفة. ( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به موقوفة شود. || هرچیز که در راه خدا وقف شده باشد. موقوفه ها. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به موقوفه شود.- دفتر موقوفات ؛ دفتر ثبت و حساب و دخل و خرج موقوفه ها : شغل مشارالیه آن است که وزراء و مستوفیان و... موقوفات خاصه و ممالک ، همگی محاسبه خود را به دفتر موقوفات رسانیده... و ارقام وامثله دفتری که صادر می شده به مسوده...
فرهنگ عمید
موقوفه#NAME?
= موقوفه
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ موقوفه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع موقوفه چیزهایی که در راه خدا وقف شده باشد : [ و ارتفاع آن چون سایر موقوفات و مسبلات ممالک بمصارف استحقاق و مجال استیجاب صرف فرموده ... ] ( المعجم . چا.دانشگاه .۱۴ )