موقع. [ م َ ق َ ] (ع اِ) مَوقِع. (آنندراج ). جای افتادن و جای واقع شدن . (آنندراج ). رجوع به مَوقِع شود.
۱. هنگام.
۲. فرصت.
ویژگی نوشتهای که مُهر یا امضا شده؛ مهر و امضاشده.
(مَ قِ) [ ع . ] (اِ.) محل ، موضع . ج . مواقع .
(مُ وَ قِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - صادر کنندة توقیع . 2 - کسی که اجازه نامه صادر کند.
محل وقوع
فرصت، موقعیت
مدت، موعد، وقت، هنگام
۱. مدت، موعد، وقت، هنگام
۲. فرصت، موقعیت
۳. محل وقوع
بزنگاه، هنگام