موعود. [ م َ ] (ع مص ) وعده کردن . (آنندراج ). مصدر به معنی وعده . (ناظم الاطباء). نوید دادن . (منتهی الارب ). و رجوع به وعد شود.
روز موعود:کنایه از روز قیامت.
ارض موعود:کنایه از بیت المقدس و کنعان.
(تلفظ: mo(w)eud) (عربی) وعده داده شده یا از پیش تعیین شده .
وعدهدادهشده، وعدهشده
سررسید