موصی . [ م ُ وَص ْ صا ] (ع ص ) اندرزکرده شده . (ناظم الاطباء). || وصیت کرده شده . (از غیاث ) (آنندراج ). رجوع به موصی [ صا ] شود.
موصی . (ع ص ) وصیت کننده و آنکه وصیت میکند. (از ناظم الاطباء). وصیت گذار. وصیت کننده . آنکه وصیت کرده . (یادداشت مؤلف ).وصیت کننده . و شرط است در آن کمال ، عقل ، رفع حجر و بلوغ . وصیت مج...
فرهنگ عمید
کسی که به او وصیت و سفارش شده، وصیت شده.
فرهنگ معین
(ص ) [ ع . ] (اِفا.) وصیت کننده .
(صا) [ ع . ] (اِمف .) کسی که به او وصیت و سفارش شده ، وصیت کرده شده .
(ص ) [ ع . ] (اِفا. ) وصیت کننده . (صا ) [ ع . ] (اِمف . ) کسی که به او وصیت و سفارش شده ، وصیت کرده شده .
فرهنگ فارسی
وصیت کننده، وصیت کرده شده، کسی که به اووصیت وسفارش شده ( اسم ) وصیت کننده توضیح شرط است در موصی کمال عقل رفع حجر و بلوغ . وصیت مجنون سکران و آنکه خود را مجروح کند بجرح مهلک باطل است . اندرز کرده شده ٠
مترادف و متضاد
وصیتکننده
testator(اسم)
شاهد، مورث، موصی، وصیت کننده، میراث گذار
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] موصِی به کسر صاد به وصیت کننده می گویند. "موصی به"، مورد وصیت می باشد. "موصی له" یعنی کسی که برای وی وصیت شده است.