مؤسم. [ م ُ ءَس ْ س َ ] ( ع ص ) اسم کرده. ( از غیاث ) ( از آنندراج ).موسم. [ م َ س ِ ] ( ع اِ ) هنگام هرچیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گه. گاه. هنگام. وقت. ( یادداشت مؤلف ). هنگام چیزی ( و به فتح سین غلط است ). ( غیاث ) ( آنندراج ): چون درحد کهولت و موسم عقل و تجربت رسند... صحیفه دل را پر فواید بینند. ( کلیله و دمنه ).دانی که خوشی او چه سان بودچون عشق به موسم جوانی.عطار.هر خراج و هر صله...
فرهنگ عمید
۱. وقت و زمان چیزی. ۲. هنگام رسیدن چیزی. ۳. وقت اجتماع مردم برای حج.
فرهنگ معین
(مَ س ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - زمان ، هنگام . ۲ - فصل .
فرهنگ فارسی
وقت وزمان چیزی، هنگام رسیدن چیزی، وقت اجتماع مردم برای حج، مواسم جمع ( اسم ) ۱ - هنگام وقت زمان . ۲ - هنگام اجتماع حاجیان برای حج جمع : مواسم اسم کرده .
دانشنامه عمومی
موسم (به عربی: موسم) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان جازان واقع شده است.فهرست شهرهای عربستان سعودیwiki: صَعده در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۱۷۷) نفر (۷ خانوار) می باشد.wiki: موسم (یمن)...