مور.(هندی ، اِ) به هندی توتیاست . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
مور. [ م َ ] (اِخ ) مرو (در تلفظ مردم خراسان ). رجوع به مَرْوْ شود.
مور. (اِ) مخفف مورسارج . رأس النملة. (یادداشت مؤلف ). رجوع به مورسارج شود.
مورچه#NAME?
نام قلعه ای قدیمی بر فراز کوه قلاسر در کجور
مورچه نمل، نمله