( مؤخرة ) مؤخرة. [م ُءْ خ َ رَ ] ( ع اِ ) مؤنث مُؤْخَر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مُؤْخَر و ترکیبات ذیل مُؤَخَّرَة شود.مؤخرة. [ م ُءْ خ ِ رَ ] ( ع ص ، اِ ) مؤنث مؤخر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مُؤَخَّرَة و ترکیبات ذیل آن شود.مؤخرة. [ م ُ ءَ خ خ َ رَ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث مؤخر. ( یادداشت مؤلف ).- مؤخرةالجیش ؛ دنباله. دم لشکر. مقابل مقدمه و مقدمةالجیش. عقب دار. دم دار. ( یادداشت مؤلف...
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث موخر : ۱- عقب انداخته . ۲- پایان کتاب یا رساله مقابل مقدمه . تانیث موخر .
دانشنامه عمومی
مؤخره (به انگلیسی: Epilogue) بخشی ست که در پایان داستان یا نمایش می آید و اثر را به پایان می رساند. معمولاً در مؤخره نویسنده بطور مستقیم با خواننده سخن می گوید.مقدمهپیش گفتارنقطه مقابل مؤخره دیباچه است؛ نوشته ای در ابتدای داستان یا نمایش که معمولاً برای شروع حکایت و جلب توجه خواننده نگاشته می شود.wiki: مؤخره...