Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موجی

تلفظ بین المللی : /mˈoːdʒi/ تلفظ :‌ [m'o:dZi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • موجی بودن
  • موجی کردن
  • موجی از نقص عضو بهترین های پیکسیز
  • موجی شدن
  • رهبندی موجی
  • لایه بندی موجی
  • بطور موجی حرکت کردن
  • برق موجی از هوا
  • حرکت موجی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

موجی . [ م َ ] (اِخ ) از گویندگان عثمانی است و دیوانی به ترکی دارد. (از یادداشت مؤلف ).

موجی . [ م َ جا ] (ع ص ) ناقه ٔ موجی ؛ ناقه ٔ تیزرو که منکشف و فراخ گردد لنگ آن به سبب اختلاف دست و پای او. (منتهی الارب ، ماده ٔ م وج ). ماده شتر تیزرو که به سبب مختلف گذاشتن دست و پای لنگ وی گشاد و فراخ گردد. (ناظم الاطباء).

فرهنگ فارسی

از گویندگان عثمانی است و دیوانی به ترکی دارد .

مترادف و متضاد

sinuous (صفت)مارپیچی، غیر مستقیم، گمراه کننده، موجی، دارای شیارهای موجیflexuous (صفت)مارپیچ، پیچاپیچ، نرم، پیچ و خم دار، موجیwavelike (صفت)موجی، شبیه موجflexural (صفت)نرم، موجیsinuate (صفت)موجی، موج دار، دارای حاشیه موجی، کنگره کنگره...

کلمات مرتبط

  • موجی بودن
  • موجی کردن
  • موجی از نقص عضو بهترین های پیکسیز
  • موجی شدن
  • رهبندی موجی
  • لایه بندی موجی
  • بطور موجی حرکت کردن
  • برق موجی از هوا
  • حرکت موجی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات