کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه موجود-در-داخل-چیزی | کلماتور
معنی کلمه : موجود در داخل چیزی
تلفظ بین المللی :
/mˈodʒuːd dˈar dˈɑxel tʃˈizi/
تلفظ :
[m'odZu:d d'aR d'Axel tS'izi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
موجود در ادرار
موجود در زمینه
موجود در زیر سطح
موجود در سیاهرگ یا ورید
موجود در محلول
موجود در همه جا
روح یا موجود ساکن در هوا
اشغال و زوائد موجود در مایعات
متان موجود در جو
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
built-in
(صفت)
توکار، جزو ساختمان، غیر قابل انتقال، موجود در داخل چیزی
کلمات مرتبط
موجود در ادرار
موجود در زمینه
موجود در زیر سطح
موجود در سیاهرگ یا ورید
موجود در محلول
موجود در همه جا
روح یا موجود ساکن در هوا
اشغال و زوائد موجود در مایعات
متان موجود در جو
نظرات