موبق . [ ب ِ ] (ع ص ) مُهلِک . (یادداشت مؤلف ).
موبق . [ ب َ ] (ع ص ) هلاک کرده شده . || ویران شده . || در زندان کرده شده . (ناظم الاطباء).
موبق . [ م َ ب ِ ] (ع مص ) هلاک گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). وبوق . (منتهی الارب ).
(بِ) [ ع . ] (اِفا.) هلاک کننده ، مهلک .
(مَ بِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - جای هلاکت . 2 - وعده گاه ، میعاد. 3 - زندان .