موافقت. [ م ُ ف َ / ف ِ ق َ ] ( از ع ، اِمص ) موافقة. ضد مخالفت. ( ناظم الاطباء ). موافقه. سازواری. سازگاری. تناسب. ملایمت. همسازی. وفاق. توافق. مواطات. مواطاة. وطاء. سازش. هم آهنگی. مطاوعت. مقابل مخالفت. ( یادداشت مؤلف ) : چون پیش امیر رسیدندی به موافقت وی سخن گفتندی که در خشم نمی شد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 576 ). بیعت کردم به سید خود... از روی اعتقاد و از ته دل به راستی نیت و اخلاص درونی و مواف...
فرهنگ عمید
۱. با هم سازش کردن. ۲. همراه شدن. ۳. سازگاری.
فرهنگ معین
(مُ فِ قَ ) [ ع . موافقة ] (مص ل . ) سازش کردن ، همراهی کردن ، سازگاری .
فرهنگ فارسی
باهم سازش کردن، همراه شدن ، سازگاری ۱ - ( مصدر ) هم رای شدن با یکدیگر هم فکر گردیدن . ۲ - سازگار شدن . ۳ - ( اسم ) هم رایی . ۴ - سازگاری .