معانی کلمه : موافقت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. با هم سازش کردن.
۲. همراه شدن.
۳. سازگاری.
۲. همراه شدن.
۳. سازگاری.
فرهنگ معین
(مُ فِ قَ ) [ ع . موافقة ] (مص ل . ) سازش کردن ، همراهی کردن ، سازگاری .
فرهنگ فارسی
باهم سازش کردن، همراه شدن ، سازگاری
۱ - ( مصدر ) هم رای شدن با یکدیگر هم فکر گردیدن . ۲ - سازگار شدن . ۳ - ( اسم ) هم رایی . ۴ - سازگاری .
۱ - ( مصدر ) هم رای شدن با یکدیگر هم فکر گردیدن . ۲ - سازگار شدن . ۳ - ( اسم ) هم رایی . ۴ - سازگاری .
مترادف و متضاد
همرای شدن، سازوارگشتن
ائتلاف، توافق، رضا، سازش، سازگاری، سازواری، مطابقت، وفاق، وفق، همراهی ≠ مخالفت
۱. ائتلاف، توافق، رضا، سازش، سازگاری، سازواری، مطابقت، وفاق، وفق، همراهی
۲. همرای شدن، سازوارگشتن ≠ مخالفت
فرهنگ فارسی ساره
همداستانی، پذیرش
