مواثیق. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ میثاق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). عهد و پیمانها و استواریها، و این جمع میثاق است که به معنی عهد و پیمان و استواری باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ) : مقدمات عهود و سوالف مواثیق را طلیعه آن کرده. ( کلیله و دمنه ). شتر... عهود و مواثیق شیر پیش خاطر آورد. ( کلیله و دمنه ). میان ایشان برای اتحاد ذات البین و موافقت جانبین و خلوص وداد و قیام به ج...
فرهنگ عمید
میثاق#NAME?
= میثاق
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ میثاق ، عهدها.
فرهنگ فارسی
پیمانها، جمع میثاق ( اسم ) جمع : میثاق عهد ها : [ امروز به ایمان و مواثیق صفای کلی ظاهر کردی ... ] ( نفثه المصدور چا . یز . ۱۳ )