Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مهمان

تلفظ بین المللی : /mˈehmɑn/ تلفظ :‌ [m'ehmAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • مهمان خانه
  • مهمان خانه دار
  • مهمان خانۀ اختصاصی
  • مهمان خانۀ اربابی
  • مهمان خانۀ تفریحی
  • مهمان خانۀ تندرستی
  • مهمان خانۀ زنجیره ای
  • مهمان خانۀ شناور
  • مهمان خدای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مهمان . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه ، واقع در 20هزارگزی باختر بخش و 8هزارگزی راه شوسه میانه به تبریز با 265 تن سکنه آب آن از چاه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4)....

فرهنگ عمید

۱. کسی که به خانۀ کس دیگر می رود و در آنجا از او پذیرایی می کنند.
۲. کسی که در هتل، مهمان خانه، مسافرخانه، و مانند آن اقامت دارد.
۳. (صفت ) کسی که موقتاً و یا بدون دریافت و پرداخت پول به کاری می پردازد: دانشجوی مهمان، بازیگر مهمان، استاد مهمان.
۴. (صفت ) (ورزش ) ویژگی تیمی که در خانۀ تیم حریف بازی می کند.

فرهنگ معین

(مِ ) [ په . ] (اِ. ) = میهمان : ۱ - کسی که به خانة کسی دیگر برود و پذیرایی شود. ۲ - آن که از سوی دیگری دعوت می شود و مورد پذیرایی قرار می گیرد. ۲ - ویژگی آن که به طور موقت در یک فعالیت ، بازی و مانند آن ها شرکت می کند.

فرهنگ فارسی

گونه‌ای شیمیایی که یک حفره یا شکافی را در یک ساختمان مولکولی دیگر به ‌نام میزبان پر می‌کند

میهمان: کسی که بخانه کس دیگربرودودر آنجاازاوپذیرایی کنند
( صفت و اسم ) کسی که بر دیگری وارد شود و ازو باطعام و غیره پذیرایی کنند .
دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه .

دانشنامه عمومی

مهمان یا میهمان به معنی کسی است که بر دیگری وارد شود و مورد پذیرایی او قرار بگیرد.مهمان یکی از روستاهای شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی است.مهمان نام یک فیلم سینمایی ایرانی به کارگردانی سعید اسدی است.بازدیدکننده (فیلم) نام یک فیلم سینمایی آمریکایی (محصول ۲۰۰۸) به کارگردانی توماس مک کارتی است.wiki: دهستان علی آباد بخش مرکزی شهرستان هشترود واقع شده است.wiki: مهمان (هشترود)...

نقل قول

مهمان بازدیدکننده ای که میزبانی می شود، به ویژه کسی که بادعوت در خانهٔ دیگری می ماند، یا کسانی که در هتل ها و جای ها همانندِ آن دعوت یا پذیرش می شوند. این اصطلاح همچنین به بازدید کنندهٔ دعوت شده به یک استودیوی پخش تلویزیونی نیز اشاره دارد.• «مهمانت را گرامی بدار، اگرچه حقیر باشد، و به احترام پدر و معلّمت از جایت برخیز، حتّی اگر فرمانروا باشی .» غرر الحکم و درر الکلم،۲۳۴۱ -> علی بن ابی طالب• «خانه ...

مترادف و متضاد

ضیف، مجلسی، مدعو، میهمان ≠ میزبان

guest (اسم)مهمان، انگلvisitant (اسم)ملاقات کننده، مهمان، زائر، دیدارگرvisitor (اسم)سیاح، مهمان، توریست، گشت گر، دیدارگر، دیدن کننده، عیادت کنندهhouseguest (اسم)مهمان...

فرهنگستان زبان و ادب

{guest} [شیمی] گونه ای شیمیایی که یک حفره یا شکافی را در یک ساختمان مولکولی دیگر به نام میزبان پر می کند

کلمات مرتبط

  • مهمان خانه
  • مهمان خانه دار
  • مهمان خانۀ اختصاصی
  • مهمان خانۀ اربابی
  • مهمان خانۀ تفریحی
  • مهمان خانۀ تندرستی
  • مهمان خانۀ زنجیره ای
  • مهمان خانۀ شناور
  • مهمان خدای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات