Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مهل دادن

تلفظ بین المللی : /mˈahl dˈɑdan/ تلفظ :‌ [m'ahl d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مهر دادن
  • مهلت دادن
  • محل کرایه دادن اطاق
  • مسهل دادن
  • مشت و مال دادن
  • خاک مال دادن
  • مال داده
  • محل داد وستد
  • محل دادرسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مهل دادن. [ م ُ دَ ] ( مص مرکب ) مهلت دادن. زمان دادن :
بار دیگر چون شکستی توبه پاک
دادمت مهل و نگشتم خشمناک.
عطار ( منطق الطیر ص 102 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مهلت دادن : بار دیگر چون شکستی تو به پاک دادمت مهل و نگشتم خشمناک .

کلمات مرتبط

  • مهر دادن
  • مهلت دادن
  • محل کرایه دادن اطاق
  • مسهل دادن
  • مشت و مال دادن
  • خاک مال دادن
  • مال داده
  • محل داد وستد
  • محل دادرسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات