مهروی. [ م َ ] ( ص مرکب ) مه رو. ماه روی. که رویی چون ماه دارد. || مجازاً زیبا و جمیل : تا بود عارض بت رویان چون سیم سپیدتا بود ساعد مه رویان چون ماهی شیم.فرخی.ترک مه روی من از خواب گران دارد سردوش می داده است از اول شب تا بسحر.فرخی.به روی ماند گفتار خوب آن مهروی فرشته خوی بدان خوبی و بدان گفتار.فرخی.بس شخص عزیز را که دهر ای مهروی صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی.خیام ( از سندبادنامه ص 284 ).مجلس عی...
فرهنگ فارسی
مه رو ماه روی یا مجازا زیبا و جمیل
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: mah ruy) (= مَهرو) ، ← مَهرو .
اسم: مهروی (دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: mah ruy) (فارسی: مَهروي) (انگلیسی: mah ruy) معنی: مه رو، ماه روی، که رویی چون ماه دارد، ( مجاز ) زیبا و جمیل، ( = مَهرو )، ( مَهرو