کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مهاه | کلماتور
معانی کلمه : مهاه
تلفظ بین المللی :
/mahˈɑh/
تلفظ :
[mah'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مهاهه
دِنای ماهواره ای
دِنای ماهواره ای خرد
دِنای ماهواره ای ریز
روز ماه
زمین شناسی ماه
سال ماه
سال و ماه
سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مهاة.
[ م ُ ] (ع اِ) آب گشن در رحم ماده شتر. ج ، مهی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
مهاه. [ م َ ] ( ع اِمص ) تری و تازگی و طراوت و خوبی. ( ناظم الاطباء ). تری و تازگی و خوبی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). طراوت و حسن. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) سیر و گردش نرم. ( ناظم الاطباء ). سیر نرم. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج )....
فرهنگ فارسی
تری و تازگی و طراوت و خوبی ٠ تری و تازگی و خوبی ٠ یا سیر و گردش نرم
کلمات مرتبط
مهاهه
دِنای ماهواره ای
دِنای ماهواره ای خرد
دِنای ماهواره ای ریز
روز ماه
زمین شناسی ماه
سال ماه
سال و ماه
سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
نظرات