کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مه-الود | کلماتور
معانی کلمه : مه الود
تلفظ بین المللی :
/mˈeh ˈaːlvad/
تلفظ :
[m'eh 'a:lvad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مه آلود
مه الود بودن
دارای بخار مه الود
منظره مه الود
بندر مه الود
تبریز مه الود
جاده مه الود
روزهای مه الود
زوزه ابلیس در بندر مه الود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( مه آلود )
مه آلود. [ م ِه ْ ] ( ن مف مرکب ) آلوده به مه. هوایی آلوده به مه.
فرهنگ فارسی
( مه آلود )
( صفت ) آلوده به مه دارای میغ : [ هوای ساحل مه آلوده بود . ]
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
turbid (صفت)گل الود، تیره، مه الود، کدر، درهم و برهمcaliginous (صفت)تاریک، تیره، تار، مه الودfoggy (صفت)تیره و تار، مه الود، مانند مهbrumous (صفت)زمستانی، مه الود، مه گرفته، مه دارfogbound (صفت)مه الود، مه گرفته، گرفتار مه...
کلمات مرتبط
مه آلود
مه الود بودن
دارای بخار مه الود
منظره مه الود
بندر مه الود
تبریز مه الود
جاده مه الود
روزهای مه الود
زوزه ابلیس در بندر مه الود
نظرات