منگیدن#NAME?
گیج؛ گول؛ احمق.
(مُ) (اِ.) زنبور عسل .
(مَ) (ص .) 1 - کودن ، کم هوش . 2 - دزد، راهزن . 3 - (عا.) گیج ، سرگشته .
( ~.) (اِ.)1 - قمار، قماربازی . 2 - روش ، قاعده . 3 - بنگ ؛ تخم شاهدانه .
خر
حجمی به اندازه ی یک مشت
اسم
قمار
خمیازه، دهندره
بیحواس، بیهوش، پخمه، پریشان، حواسپرت، خرفت، کمهوش، سرگشته، گیج
۱. بیحواس، بیهوش، پخمه، پریشان، حواسپرت، خرفت، کمهوش، سرگشته، گیج
۲. قمار
۳. خمیازه، دهندره