منکفت . [ م ُ ک َ ف ِ ] (ع ص ) برگردیده و از خود برگشته . || ترنجیده . || مردم گردآمده . || اسب لاغر. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). به همه ٔ معانی رجوع به انکفات شود.
منکفت. [ م ُ ک َ ف ِ ] ( ع ص ) برگردیده و از خود برگشته. || ترنجیده. || مردم گردآمده. || اسب لاغر. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). به همه معانی رجوع به انکفات شود.منکفة. [ م ُ ن َک...