منکر.[ م ُ ک َ ] (ع مص ) نُکُر. نُکر. نکراء. (منتهی الارب ). نُکُر. (ترجمان القرآن ). رجوع به همین کلمات شود.
منکر. [ م ُ ن َک ْ ک َ ] (ع ص ) خلاف معروف . (المنجد) (مهذب الأسماء). غیرمعین و غیرمحقق . (ناظم الاطباء). رجوع به تنکیر شود.
کسی که امری را باور یا اقرار نمیکند؛ انکارکننده.
۱. کار یا رفتار ناپسند، بد، و ناشایست.
۲. = نکیر
۳. (صفت) زشت.
۴. (صفت) [قدیمی] ناپسند، بد، و ناشایست.
۵. (صفت) [قدیمی] نیرومند.
۶. (صفت) [قدیمی] ناشناس.
(مُ کِ) [ ع . ] (اِفا.) انکارکننده ، ردکننده .
(مُ کَ) [ ع . ] (اِ.) نام فرشتة پرسنده در قبر.
(مُ کَ) [ ع . ] (اِمف . ص .) 1 - ناشناخته . 2 - کار ناشایست ، زشت ، ناپسند.
انکارکننده، تکذیبکننده، جاحد، ردکننده ≠ معتقد، مومن
اثم، خطا، سیئه، گناه، معصیت، منهی ≠ معروف، زشت، ناپسند