منوی . [ م َ ن َ وی ی ] (ص نسبی ) منسوب به مناة که نام بتی است . (ناظم الاطباء). رجوع به مناة شود.
منوی . [ م َن ْ وی ی ] (ع ص ) نیت کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). نیت شده . آهنگ کرده . در دل گرفته . (یادداشت مرحوم دهخدا). مَنویَة؛ قصدشده . رجوع به مدخل بعد شود.
قصد، مراد، نقشه، نیت، هدف